يك)شهید غلامعلی جندقی رجبی دو) شهيد علي مرتضوي
چند روایت از مداح شهید: غلامعلی جندقی رجبي
1- ایشان هيچوقت در مجالس معروف مداحي نميكردند و فقط در همان هيئت محله. ظاهرا ايشان اصالتاً اهل يكي از روستاهاي اطراف كرج بودند نقل است كه يكي از روزهاي ايام عيد وارد زيارتگاه امامزاده در روستا مي شوند و شخصي داخل امامزاده بوده كه ايشان متوجه او نميشوند و شروع ميكنند به زيارت و اين خواسته را ميگويند كه آقا عيدي ما را بدهيد كه يك اسكناس پول بعد از دعاي ايشان از داخل ضريح به بيرون انداخته ميشود شخصي كه ناظر اين قضيه بوده از اين واقعه شگفت زده شده و خود را به شهيد غلامعلي رجبي نشان داده و آنچه را كه ديده بود ميگويد شهيد غلامعلي رجبي ابتدا انكار ميكند ولي وقتي ميبيند آن شخص همه چيز را ديده از او قول ميگيرد كه از اين واقعه به كسي چيزي نگويد.
2- شهيد غلامعلي رجبي براي ديدار يكي از دوستان خود به خانه او ميروند و بعداز ساعاتي از او در خواست ميكنند كه نوار مداحي براي گوش كردن بياورند بعد از آوردن نوار شهيد متوجه ميشوند كه نوار متعلق به خود اوست از دوست خود موضوع را جويا ميشوند (ايشان شديدا مخالف اين بودند كه صداي او را ضبط كنند) او نيز ميگويد فلاني يك جوري يواشكي ضبط كرديم شهيد غلامعلي نوار را پاك ميكنند و به او ميگويند هر وقت دلت مداحي خواست بيا خودم برات ميخونم.
3- معروف است از صحبتهاي حاج منصور ارضي كه، سوز اهل بيت ميخواي برو نزد غلامعلي.
4-روزی که برای آخرین بار به جبهه رفت دختر سه ساله اش روی زانوایش بود و او را نوازش می کرد. از او پرسیدند تکلیف این بچه کوچک چه می شود. گفت: این دختر که از سه سالة ابی عبدا... (علیه السلام) عزیزتر نیست.
5-شب عمليات مرصاد علي فخار نيا به من گفت اين فردي كه كلاه سرش هست غلامعلي رجبي هست، رفتم جلو تا اين دم آخري سلام كنم و حلاليت بطلبم، به غلامعلي گفتم خوش آمدي اما حيف كه دير آمدي اي كاش زودتر مي آمدي تا از نفست استفاده مي كرديم، غلامعلي در جواب به من گفت، سيد قربان خودت و مادرت برم، غذا "ته ديگش" خوش مزه است ما آمديم ته ديگش را بخوريم.
صبح كه با منافقين درگير شديم اولين شهيد غلامعلي رجبي بود، آن موقع غلامعلي گفت "ته ديگ" ولي ما نفهميديم منظورش يعني چي؟ ولي بعداْ فهميديم كه مرصاد ته ديگ جنگ بود و او آمده بود تا ته ديگ جنگ را بخورد.
6- آقای انصاریان نقل می کند: در خواب غلامعلی را دیدم، گفت: رشته نوری از آستان و ناحیه مقدسه مولی الکونین ابا عبدا...(علیه السلام) وجود من و قبرم را روشن کرده است درجاتش عالیست، حق متعالی گرداند!
توصیه های شهید غلامعلی جندقی رجبی به مداحان اهل بیت(علیه السلام):
لازم به تذکر است افرادی که در این راه وارد می شوند باید توجه داشته باشند که آموزش، خود یک وسیله است و اثر و تأثیر حقیقی را خلوص در این سیر تضمین می نماید... و اگر در این مسیر گرفتار خود بینی گردد و یا این کار را وسیله امرار معاش قرار دهد اثر حقیقی آن کم خواهد شد و خواننده هر چه بیشتر در خواندن مردم را نبیند و صرفاً ائمه(علیهم السلام) را در مجلس حاضر و ناظر ببیند و برای خود آنها شعر بخواند حالتش، حالش، تأثیر نفسش، صد در صد در شنونده اثر حقیقی می بخشد و اگر برای خوش آمد مردم و غیر خدا این رشته را ادامه دهد ضرر می کند و تأ ثیر کلام و نفس را از دست می دهد.
چه خوب است انسان مداح اهل بیت(علیهم السلام) باشد و نه تنها زبان، بلکه روحش، دل و جان و وجود و تارو پودش مداح اهل بیت(علیهم السلام) باشد.
نویسنده کتاب خاطرات شهید رجبی(جندقی) با اشاره به ویژگیهای شخصیتی این شهید بزرگوار گفت: او علاوه بر
سیداحمد معصومینژاد در گفتوگو با تسنیم:
اخلاق حسنه و روح شهید «غلامعلی» از جوانان محل «غلام علی» ساخت
سیداحمد معصومینژاد، نویسنده کتاب خاطرات «شهید غلامعلی رجبی(جندقی)،» در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با اشاره به چرایی پرداختن به خاطرات این شهید در قالب کتاب گفت: شهید رجبی از بچههای محل و مسجد ما در خیابان آذربایجان بودند. خانواده رجبی به واسطه پدر بزرگوارشان در میان اهالی محل شناخته شده و مورد قبول همگان بودند. پدر شهید رجبی از اساتید اخلاق در محل بالاخص زینبیه(س) بودند که افراد زیادی پای صحبتهای ایشان مینشستند و درس میگرفتند. خود شهید غلامعلی رجبی از دیگر شخصیتهای مطرح در مسجد و محل بود که به واسطه اخلاق حسنهای که داشتند، تأثیر بسیاری روی جوانان محل میگذاشتند. این تغییر احوال در برخی موارد به گونهای بود که مسیر زندگی برخی از آنها تغییر کرده بود. در حقیقت غلامعلی تعدادی از جوانان از جمله خود من را غلام علی کرده بود.
اخلاق حسنه و روح شهید غلامعلی از جوانان محل غلام علی ساخت
وی ادامه داد: با توجه به این اخلاق و خاطرات شیرینی که از ایشان شنیده بودم، مشتاق شدم که مستند و کتاب خاطرات ایشان را تهیه کنم. ضمن اینکه در مدت حدود 27 سالی که از شهادت ایشان گذشت، با وجود اینکه شهید از دوستان مداحان بزرگ و مشهور تهران بودند، کار خاصی درمورد معرفی ایشان صورت نگرفته بود. با توجه به همین امر احساس دغدغه میکردم که در این رابطه کار کنم. این آرزوی دوران کودکیام بود که کاری به نوبه خودم برای شهید غلامعلی انجام دهم. ابتدا کار را با تهیه و تولید یک مستند درباره ایشان آغاز کردم. وقتی که کار تا حدودی پیش رفت، به این نتیجه رسیدم که میتوانم از زندگی ایشان کتابی با محوریت خاطرات نیز منتشر کنم.

نویسنده کتاب خاطرات «شهید رجبی» به جزئیات این اثر اشاره و تصریح کرد: در این اثر 100 خاطره از دورانهای مختلف زندگی ایشان جمعآوری و نوشته شده است. حدود سه سال برای نگارش این اثر زمان صرف شد که علت آن هم حساسیت من به عنوان نویسنده اثر برای تدوین کتابی در خور شهید بود. علاوه بر این برخی از افرادی که خاطرات آنها باید در این کتاب میآمد، از افراد سرشناسی بودند که زمان زیادی برای ملاقات و شنیدن خاطرات آنها صرف شد.
معصومینژاد در ادامه به شخصیت شهید رجبی اشاره کرد و یادآور شد: در داخل کتاب این شهید که در قالب مجموعه «یادگاران» به چاپ رسیده است، خاطراتی از این شهید بزرگوار به چاپ رسیده که به خوبی خود بیانگر شخصیت و سیره رفتاری ایشان است. تمام افراد محله خوش و آذربایجان از کودک تا بزرگسال مشتاق به دیدار ایشان و علاقهمند به رفتار این شهید بودند. همه از ایشان به عنوان یک دوست صمیمی یاد میکردند. به همین دلیل همه در محله ایشان را میشناختند. افراد زیادی بودند که به دلیل شنیدن نامشان و تعریف از اخلاق نیکویشان جذب ایشان میشدند و به همین واسطه به مسجد محل و زینبیه میآمدند.
وی افزود: این جاذبه هم در زمان حیات و هم پس از شهادت ایشان ادامه داشت. محدود به زمان خاصی نبود. شاگردانی که در مدرسه با او بودند و یا دوستانش حالا پس از سالها که از شهادت ایشان میگذرد، همچنان رابطه قلبی خود را حفظ کردهاند. همه شاگردان به ویژه آنهایی که به دلیل فعالیتهای فرهنگی و مذهبی مشهورتر شدهاند، مانند حاج محسن تاج لنگرودی، احمدی و...، بر تأثیرپذیری از اخلاق این شهید اذعان دارند. یکی از ویژگیهای بارز شهید رجبی رعایت حدیثی از ائمه اطهار(ع) بود که فرمودهاند، تنها با زبان به سمت ما راهنمایی نکنید، بلکه از رفتار خوب هم استفاده کنید. ایشان تمام تلاش خود را میکردند تا از این طریق افراد را به سمت اهل بیت(ع) راهنمایی کنند.

جاذبه شهید بیش از دافعهاش بود
نویسنده کتاب خاطرات شهید رجبی در ادامه یادآور شد: نمونه تأثیرگذاری رفتاری ایشان را میتوان در هدایت تعدادی از اراذل و اوباش دید. روزی تعدادی از این افراد جلوی در مدرسه به دعوا پرداخته و حرفهای رکیکی میزدند. شهید رجبی دست این افراد را گرفت و به دفتر مدرسه برد. شاگردانی که در آن لحظه حضور داشتند، نقل میکردند که شهید همانند زمانی که با شاگردانش صحبت میکند، شروع به صحبت با این افراد شد. چند دقیقه بعد یکی از هیمن افراد بلند شد و دست شهید رجبی را بوسید. این همه از سیره رفتاری و اخلاق حسنه ایشان بود. به غیر از اینکه با زبان بخواهند افراد را ترغیب به فرهنگ اهل بیت(ع) کنند، خود نیز عامل بودند و به نظرم این بهترین روشی بود که شهید برای انس بیشتر افراد به سمت خاندان نبوت استفاده میکردند.
ماجرای شعری که خوانده نشد
معصومینژاد ادامه داد: شهید رجبی در هر شرایطی و در هر موقعیتی الگو بودند. هم زمانی که مداح بودند و هم در مواقعی که مدیر مدرسه بودند، اخلاق حسنهای داشتند که ایشان را به عنوان الگو معرفی میکرد. به عنوان نمونه، وقتی به دانشآموزان تأکید میکردند که موهای خود را کوتاه کنند، فردا خودش با همان شکلی که به دانشآموزان گفته بود به مدرسه میآمد. ما از این دست مدیران و مسئولان کم داریم و یا در زمانی که مداح اهل بیت(ع) بودند، شعری که بیش از 100 بیت داشت را برای مراسمی حفظ کرده بودند. دو ماه برای اجرای آن در مراسم وقت گذاشته بودند، اما وقتی زمان اجرا فرارسید به دلیل درخواست پیرمردی که در آن جلسه بودند، میکروفن را به پیرمرد میدهد و خودش شعری نمیخواند. با وجود اینکه پیرمرد مجلس را به خوبی اداره نمیکرد، اجازه میدهد تا او ادامه دهد و در نهایت در جواب دوستانش که گفتند چرا اجازه دادی؟ گفت هر کس روزیای دارد.
وی در ادامه با اشاره به توجه ویژه شهید رجبی به مسجد به عنوان یک پایگاه مردمی گفت: الآن چند سالی هست که بحث سبک زندگی اسلامی مطرح است. محوریت فعالیتهایی که براساس این سبک شکل میگیرد، مساجد هستند. شهید رجبی بیش از 26 سال پیش روی این محور برنامهریزی میکنند و محوریت امور زندگی را در قالب هیئت و مسجد طراحی میکند. حتی مراسم عروسی خود را در زینبیه برگزار میکند. این در حالی است که ما چند سالی است که از مساجد فاصله گرفتهایم و برای آن جایگزین دیگری مانند «فرهنگسرا» در نظر گرفتهایم.
عكسهاي عروسي مداح اهل بیت (ع) شهید غلامعلی جندقی رجبی
شهید غلامعلی رجبی از شاعران و مداحان اهل بیت(ع) بود
از این شهید بزرگوار سرودههای متعددی برای دوستداران اهل بیت(ع) به یادگار مانده است. سروده ذیل نمونهای از این اشعار است که شاعر آن را به ساحت مبارک امام زمان(عج) هدیه کرده است که برای اولینبار از خبرگزاری تسنیم منتشر میشود. بنا بر گفته نویسنده کتاب خاطرات شهید، سیداحمد معصومینژاد، شاعر پس از سرودن این شعر بارها آن را با لذت و شیرینی خاصی برای دوستانش بازخوانی کرد، اما به دلیل مبارزه با نفس قرائت آن در هیئت را به حاج منصور ارضی واگذار کرد. این سروده به شرح ذیل است:
حجت ابن عسکری نیمه شعبون اومده
بر سر سفره احسون تو مهمون اومده
اومدم اودمنت رو به همه مژده بدم
مژده بر مادرای زار جوون مرده بدم
مژده بر بچه یتیمای پدر مرده بدم
مژده بر محسن زهرای کتکخورده بدم
چی میشه گذار من یه روز به راهت بخوره
چی میشه نگات به خار سر راهت بخوره
چی میشه چشام به یک لحظه نگاهت بخوره
چشم روسیاهی بر خال سیاهت بخوره
کی میای عاشقای خستهدلت رو ناز کنی
کی میشه بیای و راه کربلا رو باز کنی
کی میای به جسم بیجون محبات جون بدی
کی میای مرقد زهرا رو به ما نشون بدی
اگه مشکل به یک غلام سیاهی برسه
تا به اربابش بگه زودی به دادش میرسه
پسر زهرا اگه صدام به گوشت میرسه
یه نگا به جمع ما کنی آقا، ما رو بسه
شهید غلامعلی رجبی میگفت:
در و دیوار مسجد پر شده بود از عکسهای بچهها. شهید غلامعلی رجبی میگفت: «من از پدر و مادرای اینا خجالت میکشم. من بچههاشونو هیئتی و جبههای کردم ولی اونا شهید شدن و من راست راست دارم جلوشون راه میرم».
آخرین ماه رمضان، خیلی میگفت: «دعا کنید شهید بشم.» مثل پرندهای شده بود که همهاش به در و دیوار قفس میزد تا شاید فرجی شود.
حاج حسین انصاریان درباره شهید غلامعلی رجبی میگفت:
حاج حسین انصاریان میگفت: «بعد از شهادتش خیلی ناراحت بودم. خوابشو دیدم. گفتم: «کجایی غلامعلی؟ چه خبر؟» گفت: «اوضاع خیلی خوبه.» پرسیدم: «چطور؟!» گفت: «وقتی شهید شدم، توی یک نور آبی بسیار زیبایی منو قرار دادن. پرسیدم: این نور چیه؟» گفتند «این نور، از طرف سیدالشهدا(ع) برای تو آماده شده».
دهم تير ماه: پنجاه و نهمين سال تولد شهید غلامعلی جندقی رجبی مبارک باد
وصیت نامه شهید: غلامعلی جندقی رجبی
بسم الله الرحمن الرحیم
|
که من به جرم محبّت قتیل خنجر یارم |
بخون خویش نویسم به روی سنگ مزارم |
|
ربَّنا فاغفرلنا ذُنوبَنا و کفِّر عنّا سیّئاتنا وتَوَفَّنا مَعَ الابرار | |
|
ربَّنا اِ نَّنا سَمعنا مُنادیاً یُنادی للایمان اَن آمنوا بربِّکُم فامنّا | |
|
تَجدهُ عوناً لَکَ فی النَوائِب |
ناد علیّاً مَظهر العجائب |
|
بِولایتکَ یا علیٌّ یا علیٌّ یا علیٌّ |
کُلُ هَمٍّ وغَمٍّ سَیَنجلی |
اینجانب غلامعلی جندقی وصیت می کنم که همه آشنایان، دوستان، پدر و مادر، برادرانم و خواهرانم همگی را شفاعت خواهم کرد. مرا در هیئت فراموش نکنید.
در مجلس ختم و غیره، فقط و فقط روضه حضرت اباعبدالله (ع) خوانده شود.
روضه برای امام حسین (ع) عمری است مورد علاقه و عشق من بوده و من با روضه و محبت اهل بیت و مجالس و هیئت ها مأنوس بوده ام و اگر به من اجازه داده شود به دنیا رجوع کنم و با روحم به شما سر بزنم فقط دوست دارم در هیأت ها و روضه ها شرکت کنم . مرا فراموش نکنید مخصوصاً محرم، شب ها و صبح ها از اربابم می خواهم اجازه دهد من به هیأت بیایم و شما را هم سفارش می کنم به عزاداریها که بلا را دفع می کند و اشک بر حسین (ع) کلید پیروزی است.
دفاتر شعرم وکتابهای روضه و شعرم مال غلامرضا برادرم که در هیأت بخواند. التماس دعا دارم.
براداران عزیزم مخصوصاً غلامرضا، شما را به خدا در هیئت یاد من باشید و من قول شفاعت به شما می دهم و در خاتمه از دوستان و آشنایان همگی خداحافظی نموده و حلالیت می طلبم و بهترین هدیه برای من اشک چشم برای حسین (ع) است، اگر گاهی در هیئت ها یک قطره از اشک برای اربابم را به من هدیه کنید از همه چیز برایم بالاتر است، آنقدر که این یک قطره را به تمام بهشت نمی فروشم.
به امید دیدار شما در قیامت
غلامعلی جندقی رجبی
اندیشمک 1367/5/4
شعرهای زیبا و ماندگار مداح و شاعر اهل بیت(ع) شهید: غلامعلی جندقی رجبی
قربون کبوترای حرمت قربون این همه لطف و کرمت
از روزی كه با تو آشنا شدم مورد مرحمت خدا شدم
گفته ای هركی بیاد به پابوسم تو گرفتاری به دادش می رسم
گفته ای هركی بیاد به دیدنم من میام سه جا بهش سر می زنم
منم امروز به زیارت اومدم به امیدی در خونت اومدم
توی قبرم آقا جون منتظرم كه كف پاتو بذاری روسرم
آقا از گناه پرم سوخته شده چشم من به گنبدت دوخته شده
آقا جون جان جوادت رام بده هرچی كه امروز ازت می خوام بده
دوریم از بدی و زشتی بده بیا با خدا منو آشتی بده
دل عاشقات برات پر می زنه گدا رو ببین داره در می زنه
آنقدر در می زنم این خانه رو تا ببینم روی صاحب خانه رو
یه روزی میاد كه زیر خاك بشم كی میشه كه از گناهام پاك بشم
توكه از بیچارگیم خبر داری چرا می پرسی باهام چكار داری
صابخونه مثل سگا ولم نكن پشت در انقده معطلم نكن
اومدم با دل پرخون سوی تو اومدم تا كه ببینم روی تو
اومدم تا عقده دل وا كنم اومدم اینجا تو رو پیدا كنم
چی میشه به قلب خسته جون بدی خودتو امشب به من نشون بدی
بیا ای نور دو چشمان ترم می دونی جز تو كسی رو ندارم
یه كناری روی خاكها می شینم صحن با صفا تو مولا می بینم
دوست دارم تو هم رو چشمم بشینی عاشقت رو روی خاكها ببینی
با وجودیكه تو رو ندیده ام درد عشقت رو به جون خریده ام
تو به سرمایه من نكن نظر بیا و امشب منو ندید بخر
قطره ام كه دل به دریا زده ام خودمو تو زوارت جا زده ام
اومدم به دیدنت ابا الحسن دست من به دامنت ابا الحسن
كنم رد ز درت ابا الحسن جان زهرا مادرت ابا الحسن
از كرامت شهید غلامعلی رجبی این است که پس از 23 سال هنوز بسیاری از اشعار وی جایگاه خود را اون هم با تازگی و تاثیر خاص در مجالس روضه و توسل را دارد و شعرهاي اوهنوز ورد زبان تمام زائران علي بن موسي الرضا(ع) است.
یکی دیگر از این اشعار زبان حال حضرت سکینه سلام الله علیها در مصیبت شیرخواره؛ علی اصغر علیه السلام
هرکی گوشش به سخنهای منه دیگه از تشنگی فریاد نزنه
... بچه ها دست بابا خونی شده گمونم شش ماهه قربونی شده
بمیرم طوری قدم برمیداره روی اومدن به خیمه نداره
عباشو طوری رو اصغر کشیده معلومه خیلی خجالت کشیده
شهيد غلامعلي جندقی رجبي: از زبان حاج منصور ارضي
آشنايي با اولياء خدا توفيقي است كه از طرف حضرتش ممكن است براي هر كسي مقدّر شود، لذا اهل بيت همانطور كه ما را در محافل خود راه دادند با دوستان خود نيز آشنا كردند. يكي از آنهايي كه ما توفيق مجالست و مؤانست با ايشان را داشتيم شهيد غلامعلي جندقي معروف به رجبي بود.
يادم هست در سال1355 به همراهي مرحوم چمني به مشهد الرضا مشرف شده بوديم كه در آن سفر ايشان تا صبح درحرم مي خواند و ما هم گريه مي كرديم. در همان سفر به من فرمود: هيئتي هست بنام حسين مظلوم يا ديوانگان حسيني، كه خيلي از گريه كن هاي امام حسين (ع) در آنجا جمعند و در يكي از حسينيه هاي مشهد جا گرفته اند، برويم استفاده كنيم " و واقعاً قبل از انقلاب كمتر هيأتي به اين شور و حال و اشك و ناله پيدا مي شد.
آن موقع شعري در مورد حضرت زينب (س) را كه از سروده هاي جديد استادم حاج آقا آرام بود حفظ كرده بودم، وقتي به هيأت ديوانگان حسيني رفتيم آن را خواندم و مجلس عجيبي هم شد، از جمله كساني كه آنجا بود شهيد غلامعلي بود كه آن موقع سني هم نداشت.
حال بكاء ايشان و اطرافيانشان سبب آشنايي ما شد تا سال 1367 كه به مشهد الرضا مشرف شديم از ايشان فيض مي برديم كه بعد از آن رفتند و به شهادت رسيدند.
حركات و سكنات غلامعلي دم از امام حسين(ع) مي زد و فقط اين نبود كه با زبان، مردم را جذب اين دستگاه كند، يعني هيچگاه لباس خدمتگزاري را از تن بيرون نمي آورد، وقت گريه، اشك مي ريخت، وقت خواندن ، مي خواند و هيچ ابايي از ظرف شستن و ديگر كارهايي كه بايد در هيئت انجام داده شود نداشت.
يكي از محاسن اخلاقي اين بزرگوار اين بود كه وقتي به او تهمت مي زدند يا سخن ناروايي مي شنيد در حد اعلا صبور بود.
اگر زياد جبهه نمي رفت، فهميده بود كه با شغل معلمي بايد سنگر فرهنگي جامعه را گرم نگه دارد و با فعّاليتهاي مختلفي كه داشت با تهاجم فرهنگي به نحو شايسته اي مبارزه مي كرد. در دهه محرم در هيئت ديوانگان غرب تهران بخواند. ولي غلامعلي چند شب دير مي آيد وقتي كه شب سوم پدرش به او مي گويد چرا شبها دير مي آيي به مردم احترام بگذار اين جمعيت از چقدر وقت است كه مي نشينند تا تو بيايي؛ غلامعلي در جواب مي گويد قبل از اذان كه داشتم هيئت مي آمدم 2 تا كوچه پايين تر ديدم چند تا نوجوان با چادرهاي مادرانشان تكيه اي درست كرده اند، يكي از آنها به ديگري مي گفت اي كاش غلامعلي رجبي مي آمد و براي ما مي خواند در همان حال گفتم من غلامعلي هستم و اين شد كه رفتم براي آنها خواندم، تا اين قضيه را پدرش شنيد به او گفت بقيه شبها را هم اول مي روي آنجا بعد مي آيي هيئت خودمان.
يعني برايش فرق نداشت كه مستمعين و اهل هيأت نوجوان باشند يا يكسري هيئتي قديمي. او مي گشت و محل رضاي حضرت زهرا (س) را پيدا مي كرد و در آنجا به انجام وظيفه مشغول مي شد.
از شاخصه هاي اخلاقي اش اينكه اشعار زيبايي را كه مي سرود اول به خواننده ديگري مي داد و مي گفت تو بخوان و بعد خودش مي خواند .
در باب معاشرت، زبانزد خاصّ و عام بود يعني بسيار خوشرو، خوش برخورد و خوش اخلاق بود. او كسي بود كه در اوج گرفتاري خنده بر لبهايش داشت. اگر چه خود مشكلات بسياري در زمينه تهيه مسكن و... داشت، اما غم ديگران را مي خورد و در پي حل مشكلات آنها بود.
نقل مي كنند فردي يك شعري را خدمت شهيد غلامعلي داد و گفت اين شعر را بخوان مجلس رونق مي گيرد و گرم مي شود وقتي ايشان نگاه كرد، ديد شعر خودش مي باشد به روي طرف مقابل نياورد و شعر را خواند بعد از مجلس طرف آمد و گفت ديدي گفتم مجلس گرم مي شود ... اما اين بزرگوار به روي او نياورد.
مي گويند با اينكه در خانه اجاره ای مي نشست و به پول نياز داشت ولي هيچگاه بابت خواندن پولي نگرفت و مي گفت كار من بيشتر از اينها ارزش دارد كه با اين مبالغ دنيوي معامله كنم.
به نقل از: سایت گل لیلا
زندگی نامه شهید غلامعلی جندقی رجبی
بی گمان هیچ یک از ویژگیهای شخصیتی شهید غلامعلی جندقی به اندازه خلوص بیش از اندازه اش در عبادت برجسته نیست او آنچنان خالصانه عبادت می کرد که کمتر کسی موفق به درک او حیاتش می شد او از در احسان، دل سوخته حضرت ابا عبدا... الحسین (ع) بود و آنچنان عشق به اهل بیت عصمت و طهارت در جانش رسوخ کرده بود که مجالش همواره از سوز و گداز خاصی بهره مند بود این اخلاص و ارادت از او فردی خاضع و خاشع ساخته بود و نورانیت خاصی به سیمایش بخشیده بود ایمان به خدا و تسلیم رضای او بود به او بصیرتی عطا کرد که راه سعادت و صراط مستقیم را برگزید و از راه شهادت به سعادت ابدی برسد.....
مشخصات فردی شهید: غلامعلی جندقی رجبي
|
نام و نام خانوادگی شهید |
نام پدر |
تاریخ تولد |
محل تولد |
وضعیت تاهل |
|
غلامعلی جندقی رجبي |
حسن |
۱۰/۴/۱۳۳۳ |
تهران |
متاهل |
|
تعداد فرزندان |
شغل |
میزان تحصیلات |
یگان اعزام کننده |
مسئولیت در جبهه |
|
یک دختر |
کارمندآموزش و پرورش |
دیبلم تجربی |
بسيج مقداد |
تک تیر انداز |
|
نام عملیات |
تاریخ شهادت |
محل شهادت |
نحوه شهادت |
عمر جاودانگی |
|
مرصاد |
۵/۵/۶۷ |
اسلام آباد غرب |
اصابت گلوله |
۳۴سال |
|
محل دفن |
تاریخ دفن |
قطعه |
ردیف |
شماره |
|
بهشت زهرا(س) |
؟ |
۲۹ |
۵ |
۱۱ |
با سلام خدمت امت شهید پرور